الشيخ رسول جعفريان
828
رسائل حجابيه (فارسى)
و موضع خزامه براى زنهاى عرب باشد ) و ( اذنين كه دو گوش باشد ) و ( حاجبين كه دو ابرو باشد ) و ( عينين كه دو چشم باشد ) و ديگر سر و گردن و سينه و سر انگشتان و مچ دست . و اما در ساير بدن فقط مواضع زينت منحصر به دو مچ پاها است كه محل خلخال است ؛ آن هم براى زنان عرب كه جز به محارم خود به ديگران ننمايند . ششم : بايد زنان در وقت راه رفتن هرگاه زينتى در زير چادر دارند ، آرام به راه روند و پاهاى خود را به زمين نزنند تا آنكه مثل خلخال و يا غير خلخال آنها صدا كند و نامحرمان و اجانب بشنوند ؛ مانند كفشهاى معموله در زمانهء ما كه مهيّج شهوت و محرّك جوانهاى هرزه و مريض است ؛ و هرگاه از بعضى اخبار و تفاسير همچه استظهار شود كه صورت و كفين معاف و حجاب آنها واجب نيست ، اختصاص به صورت خريدارى كنيزان براى مشتريان و يا پسنديدن ازواج و شوهران كه مريد تزويج و نكاح زنانند يا طبيبى كه موقوف باشد معالجه او بر نظر نمودن به صورت و كفين زنان مريضه و در غير اين صورت قطعا حرام و سفور و تكشّف او داراى وزر و آثام و محذور است ؛ زيرا در اغلب ، نظر به صورت زنان ، فتنهانگيز و داراى خيال زشت و ريبهخيز است ، و قانون محكم و مستحكم شريعت نوعا تابع اغلبيّت و اكثريّت است ، و مقصود قلع مادهء فحشا و فساد زنا است كه كار يك ملت نجيبى به اينجا نكشد كه دوشيزگان مسلمات را پدرها براى آنها لباسهاى شوخ و شنگ خريدارى نموده با كيفها و كمربندها و شانههاى سر و مادرهاى مسلمه سرهاى آنها را شانه زده با رمانهاى زرد و سبز و سرخ گيسوهاى زرّين آنها را بسته و صورتهاى نمكين آنها به جلوه درآورده ، روانهء مدارس مختلط از پسر و دختر و معلّمين و معلّمات اروپايى و غير اروپايى ، مسلمان و غير مسلمان نمايند ، براى تحصيل و تكميل علوم و معارف ( يعنى رقص و ويلن و ساز و موسيقى و پيشاهنگى و ورزش و دوچرخهسوارى و شناورى و مسابقهء اسبدوانى و . . . ) و كليه منكرات و هرزگىها . و يا زنان شوهردار با سر و صورت و سينه باز با هزاران غمزه و ناز ، در خيابانها و تماشاخانهها و مجامع رجال و باغهاى ملى و شناورى در استخر منظريّه با مردان اجنبيّه و غير ذلك ديده شده و ابدا قبحى و خجالتى باقى نماند . افّ بر اين ملت كه مايهء رسوايى امّت پيغمبر شدند . زهى شرمسارى و فضيحت و چهقدر شديد شده رسوايى و ذلّت اين جوقه در مملكت ، در مقابل بيگانگان ، از يهود و نصارا كه كار نواميس اسلام را به اين پايه و مقام برسانند و باز هم دست نكشند . بلى معلوم است ؛ ملّتى كه شعراى آنها مثل بروخى مرتد بىشعور در مقام كشف حجاب و سفور چنين اظهار عداوت با قرآن و علماى دين و اسلام و مروّجين احكام نمايد ، چه توقّعى است . ببين در اين جمله از اشعار چگونه آثار كفر و زندقهء بىشمار از خود اظهار نموده است :